مردي از بني اسد ميxad گويد: پس از رفتن قافلهxad ي كربلا، من به ميدان نبرد آمدم، صحنهxad ي عجيبي بود. اجساد مطهّر اهل بيت رسول خدا(ص) و ياران امام(ع)، غرقهِ در خون، بر روي زمين افتاده بودند و خاك بر آنxad ها نشسته بود. منظرهxad ي بسيار حزنxad آوري بود. از بدنxad هاي مطهّر آنان، نور به آسمان ميxad تابيد و نسيمي كه بر آن اجساد عزيز ميxad گذشت، عطر آگين بود. در اين هنگام شيري را ديدم كه در كنار جسد مطهّر حضرت حسين(ع) آمد و خود را به خون مبارك امام(ع) آغشته كرد و چنان ناله ميxad كرد كه تاكنون نشنيده بودم و آن چه كه بر تعجّب من افزود، آن بود كه شب هنگام نگاهي به صحنهxad ي كارزار كردم، در كن
برچسب:
نویسنده: یاسین عباسی
تاريخ: شنبه
24 مهر
1395 ساعت: 13:09